پیش بارگذار اجومال

امام حسن عسکری (ع)، ولادت تا شهادت

R
١١-امام حسن عسکری

امام حسن عسکری (ع)، ولادت تا شهادت

 ولادت تا امامت  امام عسکری ع در هشتم ربیع الثانی سال ۲۳۲ در شهر مدینه چشم به جهان گشودند و در سال ۲۳۹ در حالی که چهار سال بیشتر نداشتند همراه با پدر بزرگوار خود امام هادی ع به سامرا آمدند و در این شهر مقیم شدند. فشاری که بر ذوات مقدس اهل بیت عالی در دوران حضور در شهر سامرا وارد شد، کار را به جایی رسانده بود که آن ذوات مقدس حق خروج از این شهر را نداشتند. امام عسکری علی تنها امامی است که موفق نشد حتی یک حج یا یک عمره به جا بیاورد. فشار و سختی بر آن وجود مقدس شاید بتوان گفت به نوعی بیش از سایر امامان بود.  چرا آن حضرت عسکری خوانده می شود؟   از آن جا که سامرا یک شهر نظامی بود و بنا به نقلى محلى هم که آن حضرت در آن حضور داشت محله عسکر نام داشت. اما با توجه به این که ما امامان خود را به صفت های بسیار بزرگ می شناسیم و از آن ها با این صفات یاد می کنیم، عسکری بودن در برابر صفات پر فضیلت دیگر به نظر می آید که چیزی نباشد و فضیلتی برای آن حضرت نباشد. به خصوص این که ما می دانیم امام یازدهم  القابی همچون زکی، فاضل و صادق داشته است . چرا ما آن حضرت را امام حسن زکی یا امام حسن فاضل نخوانیم و عسکری بنامیم؟ تصور بنده بر این است که عسکری بودن امام نشان دهنده غربت فراوان و ظلمی است که به ساحت مقدس آن حضرت روا داشته شده است. یعنی حصر آن حضرت، زندان هایی که رفته است و محدودیت های شدید، نشان دهنده غربت و مظلومیت آن امام بزرگوار و معصوم و مظلوم بوده است .  دوران امامت حضرت شش سال بیشتر طول نکشید و کل زندگی آن امام عزیز ما ۲۸ سال به درازا کشید .  مهم ترین وقایع زمان امام علی | اما می خواهیم ببینیم مهم ترین وقایع در عصر امامت آن امام بزرگوار چیست و مواضع امام در این ارتباط چگونه بوده است .  الف – آماده کردن مردم بر امر غیبت یکی از مسائل مهم در دوره امامت امام هادی ع و امام عسکری ع   آماده کردن شیعه جهت امر غیبت امام و حجت خدا، حضرت صاحب الأمر  ع است. جالب این است که این مسئله با خود امام حسن عسکری علیه السلام آغاز می شود. با وجود این که آن حضرت امام یازدهم است، اما می بینیم که امام هادی علیه السلام فرزند بزرگوار خود را کمتر در انظار نشان می دهد. تعداد زیادی از شیعه با وجود این که اطلاع داشتند امام حسن عسکری علیه السلام به دنیا آمده، اما آن حضرت را نمی شناختند. داستانی داریم که نشان دهنده این مهم است، آن این که وقتی فرزند دیگر امام هادی علیه السلام به نام سید محمد که فرد جلیل القدری بود از دنیا رفت و امام هادی ع در سوگ او نشسته بود و مراسم تشييع او می خواست برگزار شود، گروهی از شیعیان و مردم که خود را به امام هادی علیه السلام رسانده بودند در حیاط منزل دیدند که ناگهان جوانی حدود ۲۰ ساله از داخل منزل بیرون آمد، در حالی که به شدت مغموم و مصیبت زده بود در کنار امام هادی علیه السلام قرار گرفت. بسیاری از شیعیان آن حضرت را نمی شناختند و سؤال کردند که او کیست این چنین مصیبت زده است و در کنار امام هادی علیه السلام قرار دارد؟ آن جا بقیه متوجه شدند که امام حسن عسکری علیه السلام است. اما این مهم عمدتا متوجه خود امام حسن عسکری علیه السلام درباره وجود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف معروف شد که در ادامه توضیح خواهم داد.

ب – سخت گیری حاکمان برامام علیه السلام 

امام عسکری ع در شش سال امامت خود با این خلفای جبار و فاسدی که اشاره خواهم کرد معاصر بود. اولین خلیفه معتز است، همان کسی که قاتل امام هادی ع شد و برادر متوکل بود. معتز نه تنها امام هادی علیه السلام را به شهادت رسانید، بلکه قصد جان امام عسکری علیه السلام را داشت و بر آن امام بزرگوار بسیار سخت گرفت. حتی داریم که به سعید حاجب دستور داد امام عسکری علیه السلام را از سامرا به سوی کوفه ببرد و آن حضرت را در راه به قتل برساند. اما حوادثی اتفاق افتاد که حمله کردند و خود او را کشتند و توطئه قتل امام عسکری علیه السلام به دست معتز خنثی شد و امام از این مرحله جان به در برد. بعد از معتر، مهتدی به خلافت رسید که این فرد سعی داشت با تظاهر به زهد و بی رغبتی به دنیا توجه ها را به خود جلب کند. مثلا عدل پیشه کند و خود را مانند عمر بن عبد العزيز امری که نام نسبتا نیکی از خود در تاریخ باقی گذاشته بود نشان دهد و مردم را بفریبد. با این حال همین فرد، همين مهتدی بر امام حسن عسکری به شدت سخت می گیرد دلیل این موضوع هم آن است که این خلفای جبار و فاسد و فاسق می دانستند که امام عسکری علیه السلام یازدهمین حجت خدا است و نباید به او فرصت داد ازدواج کند و آخرین حجت خدا از او پدید بیاید. لذا مهتدی بارها امام حسن عسکری علیه السلام را به زندان افکند .

ج – ازدواج امام علیه السلام

همان گونه که عرض شد این خلفای جبار می خواستند مانع ازدواج امام حسن عسکری علیه السلام و به دنیا آمدن آخرین حجت خدا شوند، لذا جاسوسانی در پوشش غلام و کنیز حتی در منزل امام هادی و امام عسکری علیه السلام قرار داده بودند تا اگر امام اقدام به ازدواج کرد آنها مطلع شوند و امام را از میان بردارند. جالب این است که ازدواج امام حسن عسکری علیه السلام در زمان حیات پدر بزرگوار ایشان، امام هادی علیه السلام صورت گرفت. بانوی بزرگوار صیقل یا نرگس که به نقل معروف شاهزاده ای رومی بود در پوشش کنیز با خوابی که دیده بود خود را در میان اسرای رومی افکند و به دار الاسلام وارد شد. با هدایت امام هادی علیه السلام به وصال امام عسکری علیه السلام رسید و افتخار آن را پیدا کرد که همسر آن وجود مقدس و مادر آخرین حجت خدا شود. | البته مراسم ازدواج به صورت مخفیانه در خانه حكيمه، دختر امام جواد علیه السلام ، عمه امام عسکری علیه السلام صورت گرفت. هیچ کس از این موضوع باخبر نشد و این بانو در خانه امام عسکری ع در پوشش کنیز حضور داشت، در کنار کنیزان دیگری که حاضر بودند. لذا جاسوسان متوجه نشدند که این بانو همسر امام ع است. در نقل ها داریم که مهتدی امام حسن عسکری علیه السلام را به زندان افکنده بود و به خیال خام خود مانع ازدواج شده بود . در نقل تاریخی داریم که امام حسن عسکری علیه السلام توسط مهتدی به زندان افکنده شده بود، در همان زندان ابو هاشم جعفری از اصحاب آن حضرت همراه ایشان بود. می گوید که امام عسکری به من فرمود: این طاغوت تصور کرده است که می تواند مانع تحقق اراده خداوند برای پدید آمدن آخرین حجت خدا شود، حال آن که آخرین حجت خدا پدید آمده و به زودی به دنیا می آید و اوست که از دنیا خواهد رفت. جالب این جا است که امام عسکری علیه السلام این سخن را در موقعیتی می گوید که در زندان است.

در ۱۵ رجب همان سال با قیامی که شد و حوادثی که اتفاق افتاد مهتدی کشته شد و از بین رفت، ۱۵ شعبان همان سال، یعنی یک ماه بعد وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه به دنیا آمد. این مسئله یعنی ولادت امام زمان ع خود یک نکته ای بود که باید از دید دشمن و عوامل حکومتی مخفی می ماند. ما نمی دانیم چقدر برای امام عسکری ع سخت بوده، با این مراقبت هایی که حتی در خانه توسط مأموران دولتی صورت می گرفت، برای حداقل چهار سال وجود مقدس امام زمان علیه السلام را مخفی کرده بود و کسی جز خواصی از اصحاب امام علیه السلام از به دنیا آمدن آن حضرت خبر نداشتند.

د- معرفی آخرین امام به خواص شیعیان گفتیم که یکی از مهم ترین وظایف امام علیه السلام آماده کردن شیعه برای پذیرش غیبت آخرین حجت خدا بود. در این ارتباط جالب است ما عرض کنیم با رعایت دقیق مسائل امنیتی و حفاظتی، برخی از خواص شیعه و اصحاب امام عسکری علیه السلام در پوشش هایی به محضر آن حضرت می رسیدند. در چند نوبت آن وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه را به آنها نشان داد و فرمود: او آخرین امام و جانشین و وصی من است که به دنیا آمده، شما او را ببینید. لذا داریم که این افراد حتى ویژگی های ظاهری چهره نورانی و مقدس امام زمان علیه السلام را هم توصیف کرده اند و برای ما به یادگار گذاشته اند. از یک سو امام ع به خواص شیعه با مراقبت های شدید آن امام بزرگوار و آخرين حجت خدا را نشان می دهد، دستگاه خلافت و مأموران آن متوجه نمی شوند، از سوی دیگر حضرت به وکیل خود در شهر قم مخفیانه نامه می نویسد و به او هم بشارت ولادت آخرين حجت خدا را می دهد و آنها هم در جریان امر قرار می گیرند. اهتمام بر وظایف امامت اما وجود مقدس امام عسکری ع در دوران کوتاه امامت خود با وجود تضییقات بسیاری که برای آن حضرت وجود داشت، از مسائلی که به امام برمی گردد و می تواند تا حدودی به این وظیفه عمل کند غافل نبود. به عنوان نمونه عرض می کنم که با توجه | به نهضت ترجمه ای که از عصر هارون و به خصوص مأمون پدید آمده بود و کتاب هایی در عرصه های مختلف علمی از زبان ها و تمدن های بیگانه ترجمه شده بود و بین مسلمان ها رواج پیدا کرده بود، برخی از مسلمان ها که خود را از نعمت ولایت اهل بیت علیهم السلام محروم کرده بودند تحت تأثیر این علوم قرار گرفته و نسبت به مقدسات یا بیگانه شده بودند یا بی اعتقاد شده بودند. به خصوص فلسفه که از یونان وارد علوم مسلمانان شده بود. ما شخصیت بزرگی داریم که او را پدر فلسفه در دوران اسلامی می خوانند و به فیلسوف العرب معروف است، یعنی اسحاق بن يعقوب کندی . کار او به جایی رسیده بود که در صدد بود کتابی -نعوذ بالله – در تناقضات قرآن تألیف کند. امام حسن عسکری ع در زندان بود و متوجه این موضوع شد، لذا از طریق یک فردی که ظاهرا شاگرد مشترک امام عسکری ع و کندی بوده است به او پیغام داد که تو چنین قصدی داری ؟ آیا تصور نمی کنی غیر از برداشتی که تو از آیات قرآن کردی و فکر کرده ای این ها تناقض است، برداشت های دیگری باشد که قاعدتا متفاوت با برداشت تو و شاید صحیح تر از آن باشد؟ این فرد نزد کندی رفت و به او که تعجب کرده بود چگونه این فرد از قصد او آگاه است، پیام امام را داد. او که متوجه عمق این کلام شده بود عنوان کرد که این سخن باید از فرد بالاتر از تو صادر شده باشد. او هم گفت: بله، این سخن مولای من امام عسکری علیه السلام است. لذا کندی هم از آن تصمیمی که داشت صرف نظر کرد، آنچه یادداشت کرده بود از میان برد.

مورد دیگر آن که بعد از مرگ مهتدی، معتمد عباسی به خلافت رسید که او هم برادر متوکل بود. در زمان او اوضاع و احوال عالم اسلام مقداری دچار آشوب شد. فردی به نام علی بن محمد که مدعی بود از علویان است و معروف به صاحب الزنج شد به عنوان دفاع از حقوق محرومان و بردگان سیاه قيام کرد. با قیام خود اوضاع و احوال را دگرگون کرد، بخش های مهمی از عراق را گرفت، حتى بغداد در معرض تصرف توسط آنها بود. این کار باعث شد که تلاطمی پدید بیاید. با توجه به این که او مدعی بود علوی است دستگاه خلافت اصرار کرد که امام عسکری علیه السلام موضعی در برابر این قضیه بگیرد. امام علیه السلام هم در قالب کلامی که فرمود: صاحب الزنج از ما اهل بیت نیست خطر را از خود دفع کرد. به این وسیله حضرت خواست عنوان کند که او از ما نیست، اما اصل قضیه که قیامی علیه ظلم و ستم بوده است حضرت رد نکرد.ما دقیقا نمی دانیم آنچه در تاریخ به صاحب الزنج نسبت داده شده واقعیت دارد یا خیر، اما آن چه مسلم است امام با این موضعی که گرفت خطر را از خود و شیعیان خود برطرف کرد.

مورد دیگر مشکلی بود که برای مردم از نظر بارندگی پدید آمد. مدت ها بارندگی صورت نگرفت، مردم دچار سختی و مضیقه شدند. هر چه عوامل حکومتی نماز استسقاء و باران خواندند خبری نشد، اما گروهی از مسیحیان اجتماع کردند، دست به دعا برداشتند. به خصوص وقتی بزرگ آن ها دست ها را به آسمان بلند کرد و دعا کرد ناگهان مردم دیدند ابرهای متراکمی نمودار شد و بارندگی شدیدی شروع شد. این مسئله را حمل بر اتفاق کردند، دوباره از مسیحیان خواستند دعا کنند. آنها روز بعد دعا کردند، مجددا باران گرفت . چندین نوبت این قضیه تکرار شد، کار به جایی رسید که خیلی از مسلمان ها به شک و تردید در حقانیت اسلام افتادند گفتند چگونه مسیحی ها دست به دعا برمی دارند و فورا اجابت می شود، ولی مسلمین هر چه نماز خواندند و درخواست کردند خبری نشد؟ در این موقعیت امام حسن عسکری ع در زندان معتمد است. معتمد خود می دانست که حق کجا است، لذا به امام عسکری علیه السلام در زندان پیغام داد که دین جد خود را دریاب . یعنی دین پیغمبر در معرض خطر است . امام عسکری علیه السلام پاسخ داد: این فرد مسیحی را که برای دعا می آید بار دیگر فرا بخوانید، همین که خواست دست های خود را به دعا رو به آسمان بلند کند دست او را بگیرید، استخوانی در دست او است که متعلق به یکی از انبیای الهی است، وقتی آن را مقابل آسمان قرار می دهد خداوند به حرمت آن پیغمبر باران می فرستد. اما وقتی آن استخوان را از دست او دربیاورید دیگر بارانی نخواهد آمد و آن ها این موقعیت را از دست خواهند داد. همین طور عمل شد و عترت اسلام با اقدام امام عسکری علیه السلام بازگشت .

گسترده تر شدن مکتب تشیع با وجود مشکلاتی که برای امام هادی و امام عسکری علیه السلام برقرار بود و آن ذوات مقدس تحت نظر و حتی زندان در سامرا قرار داشتند، ولی مکتب اهل بیت ع عجیب رو به گسترش بود، شیعه رو به فزونی نهاده بود. ما نقل هایی را داریم که شیعیان در شهرهای مهمی مثل بغداد، مصر، یمن، مدينه، مدائن که پایتخت سابق ایران ساسانی بوده و بخش های مهمی از ایران امروز گسترش پیدا کرده بودند. حتی شیعه ها در پوشش هایی خود را به سامرا هم رسانده بودند و در پایتخت بنی عباس که گفتیم فلسفه وجودی آن پایگاهی برای نیروهای نظامی ترک خلافت بود حضور پیدا کرده بودند .

البته چون امکان دسترسی به امام به صورت مستقیم وجود نداشت، در پوشش هایی خدمت امام می رسیدند، در قالب دست فروش به در خانه می آمدند. داریم که برخی اصحاب حضرت در پوشش روغن فروش، خیار فروش، سبزی فروش به در خانه امام می آمدند و با امام ارتباط برقرار می کردند. به ظاهر معامله می کردند، اما سؤالاتی را مطرح می کردند، جواب هایی را می گرفتند. حتی گاهی اوقات نامه ها یا وجوهات مردم را در زیر ظرف های روغن جاسازی کرده بودند و به امام می رساندند. بالعكس هم داریم که امام چگونه پاسخ شیعیان خود را می داد و به آن ها می رساند. یک خادمی که مأمور روشن کردن حمام برای امام علیه السلام بوده نقل می کند که روزی امام عسکری ع تکه چوبی که مانند پاشنه های در بود به من دادند و فرمودند که این را به یک فردی در جایی برسان. می گوید: من این را بردم، سر راه یک سقایی را دیدم که سوار بر قاطر است، راه بر من بسته شده بود. سقا گفت: این قاطر را حرکت بده. من با چوبی که در دست داشتم به این قاطر زدم که حرکت کند، ناگهان دیدم چوب جدا شد و از لای آن نامه هایی بیرون ریخت. معلوم شد که امام علیه السلام این نامه ها را این گونه مخفی کرده است و برای یاران خود ارسال می کند .

گسترش شیعه و روی آوردن مردم به امام عسکری علیه السلام و پدر بزرگوار ایشان از سویی، همچنین وحشت دستگاه خلافت از این که مبادا امام عسکری علیه السلام ازدواج کند و آخرین حجت خدا به دنیا بیاید. معتمد خليفة جباری که داریم از امام عسکری ع درخواست کرده بود دعا کند تا عمر او و دور خلافت او طولانی شود. چون پیش از او خلفا یک ساله، شش ماهه حکومت کرده بودند. اما همین فرد که دعای امام شامل حال او شده بود دست به قتل امام علیه السلام زد و با توطئه ای آن وجود مقدس را مسموم کرد. البته در پوشش رسیدگی به امام بیمار تلاش کرد که این اتهام را از خود برطرف کند. اما امام عسکری ع در اثر این جنایت در سن ۲۸ سالگی و در سال ۲۹۰ به شهادت رسید. دوران امامت او شش سال بیشتر نبود که کمترین میزان امامت در بین امامان ما است .

آن موقعی که امام عسکری ع به شهادت رسید و دستگاه خلافت و وزرا و مسئولان حکومتی تشییع مفصلی برای حضرت ترتیب دادند. پیکر مقدس امام عسکری علیه السلام را در سامرا تشییع باشکوهی کردند. همه شهر به نوعی تعطیل شد، مردم به تشییع پیکر مقدس حضرت آمدند و دوباره تابوت آن حضرت را به خانه آوردند تا در خانه نماز گزارده شد و در همان جا دفن شود. در حالی که تابوت امام عسکری علیه السلام حیاط خانه قرار داده شده بود و دستگاه خلافت هم برادر ناباب آن حضرت، يعني جعفر کذاب را به عنوان تنها وارث امام و جانشین او برای منحرف کردن شیعه جلو انداخته بودند، جعفر جلو رفت تا نماز را بر پیکر مقدس امام عسکری ع اقامه کند. ناگهان دیدند کودکی همچون پاره ای از ماه از داخل خانه بیرون آمد، به سوی تابوت رفت، لباس جعفر را گرفت و کشید، او را عمو خطاب کرد و فرمود: کنار بیا که من از هر کس برای نماز خواندن بر پیکر پدر خود سزاوارتر هستم. این جا بود که همگان متوجه شدند امام عسکری ع به رغم تمام مراقبت ها نه تنها ازدواج کرده، بلکه فرزندی از او به دنیا آمده است که الآن در چنین سن و سالی است. هیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف موجب شد که تا پایان نماز هیچ کس قادر به حرکتی نباشد و اقدامی نسبت به آن وجود مقدس نکند. امام نماز را اقامه کرده و داخل خانه بازگشت

استاد رجبی دوانی

دیدگاه خود را اینجا قرار دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *