<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>بایگانی‌های امام حسن - آموزشگاه مداحی انوارالثقلین</title>
	<atom:link href="https://anvarosaghalain.ir/tag/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://anvarosaghalain.ir/tag/امام-حسن/</link>
	<description>اولین آموزشگاه مجاز مداحی در استان خراسان رضوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 16 Jul 2023 13:41:08 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9</generator>

<image>
	<url>https://anvarosaghalain.ir/wp-content/uploads/2025/11/سفید-300x300-1-100x100.png</url>
	<title>بایگانی‌های امام حسن - آموزشگاه مداحی انوارالثقلین</title>
	<link>https://anvarosaghalain.ir/tag/امام-حسن/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>متن مقتل قاسم علیه السلام</title>
		<link>https://anvarosaghalain.ir/%d9%85%d8%aa%d9%86-%d9%85%d9%82%d8%aa%d9%84-%d9%82%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/</link>
					<comments>https://anvarosaghalain.ir/%d9%85%d8%aa%d9%86-%d9%85%d9%82%d8%aa%d9%84-%d9%82%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 16 Jul 2023 13:41:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[متن مقتل]]></category>
		<category><![CDATA[امام حسن]]></category>
		<category><![CDATA[روضه]]></category>
		<category><![CDATA[قاسم]]></category>
		<category><![CDATA[محرم]]></category>
		<category><![CDATA[مرثیه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://anvarosaghalain.ir/?p=11094</guid>

					<description><![CDATA[<p>سیر منطقی شهادت حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام در برخی از کتب مقتل به نقل از امام سجاد علیه السلام آمده است که در شب عاشورا وقتی اصحاب وفاداری خود به امام را اعلام کرده و از رفتن خودداری نمودند، پدرم فرمود: همه ی شما فردا کشته می شوید و یک تن از شما [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://anvarosaghalain.ir/%d9%85%d8%aa%d9%86-%d9%85%d9%82%d8%aa%d9%84-%d9%82%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/">متن مقتل قاسم علیه السلام</a> اولین بار در <a href="https://anvarosaghalain.ir">آموزشگاه مداحی انوارالثقلین</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>سیر منطقی شهادت حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام </strong></p>
<p><strong>در برخی از کتب مقتل به نقل از امام سجاد علیه السلام آمده است که در شب عاشورا وقتی اصحاب وفاداری خود به امام را اعلام کرده و از رفتن خودداری نمودند، پدرم فرمود: همه ی شما فردا کشته می شوید و یک تن از شما زنده نخواهد ماند. اصحاب عرض کردند: سپاس خدای را که عزت شهادت همراه تو را نصیب ما کرد. آن گاه حضرت برای آنان دعا کرده و فرمودند:اکنون به بالا نگاه کنید؛ پس به موقعیت خود در بهشت نگاه کرده و امام جایگاه هر یک را نشان دادند. </strong><br />
<strong>قطب الدین راوندی در &#8220;الخرائج الجرائح&#8221; آورده است که در این هنگام قاسم ابن الحسن علیهما السلام از عمویش سوال کرد: عمو جان آیا من هم کشته می شوم؟ امام علیه السلام از او پرسیدند: پسرم مرگ در نظر تو چگونه است؟ گفت:(أحلی مِنَ العَسَل)شیرین تر از عسل و امام فرمود: آری عمویت فدای تو، تو هم یکی از مردانی هستی (بعدِ أن تَبلُؤَ بِبَلاءٍ عَظیمٌ) که پس از امتحانی بزرگ کشته خواهی شد. در وقایع الایام مرحوم خیابانی آمده است که بعد از این گفتگو امام فرمود: نه تنها تو که حتی فرزندم عبدالله نیز کشته خواهد شد حال آن که او شیرخوار است. قاسم عرض کرد: عموجان آیا سپاه به خیمه ها حمله می کنند تا عبدالله را بکشند درحالی که او شیرخوار است؟ طبق نقل مرحوم محدث، امام فرمود: (فَداکَ عَمَّک! یَقتُلُ عَبدُالله إذا جفَّت روحی عَطَشاً و صِرتُ إلی خَیامُنا فَطَلبتُ ماءً ولَبُناً فلا أجِدُ قَط. فَاَقولُ: ناوِلونی إبنی لِاَشرَبَ مَن فیهِ. فَیأتونی بِهِ. فَیَضعونَ علی یَدَی فَأحمَلَهُ لِأدنیهَ مَن فی. فَیَرمیهِ فاسِقٌ فَیَنحَرَه.) من به خیمه ها می روم که برای او آب یا شیر طلب کنم و نمی یابم پس می گویم: طفل شیرخوارم را بیاورید تا رطوبتی از دهان خود بر او بچشانم. که فاسقی تیری رها کرده و عبدالله شیرخوار در آغوشم به شهادت می رسد. </strong><br />
<strong>امتناع از رخصت </strong><br />
<strong>در روز عاشورا زمانی که حضرت علی اکبرعلیه السلام از پدر اذن میدان خواست، امام بدون درنگ اذن داد اما هنگامی که فرزند برادرش حضرت قاسم علیه السلام اذن میدان طلبید، آن حضرت امتناع کرد. </strong><br />
<strong>(ثُمَّ اَستأذَنَ الحُسَینُ فی المُبارِزَهَ فَأبَ الحُسَین أن یَأذَنَ فَلَم یَزل اِلغُلامُ یُقبَلُ یَدَیهِ و رِجلَیهِ حتّی أذِنَ لَه.) حضرت قاسم علیه السلام که عاشق شهادت بود اذن میدان خواست، در این حال امام حسین علیه السلام او را در آغوش گرفت و آن قدر هردو گریه کردند که بی حال شدند و بعد از آن حضرت قاسم برای اذن میدان گرفتن به دست و پای عمویش بوسه زد تا اجازه بگیرد. </strong><br />
<strong>قاسم ابن الحسن علیهما السلام به میدان رفت درحالی که که اشک بر صورتش جاری بود و چنین رجز می خواند: </strong><br />
<strong>اِن تَنکُرونی فأنا ابنَ الحسن سِبطِ النَّبیِّ المُصطَفَی المؤتَمَن </strong><br />
<strong>هذا حُسَینً کَالأسیرِ المُرتَهَن بینَ اُناسٌ لاسقوا صَوب المُزَن </strong><br />
<strong>اگر مرا نمی شناسید، من شاخه ی حسنم. فرزند پیامبر برگزیده و امین! این حسین است که مانند اسیر، گروگان میان مردمی است که مبادا از آب گوارا سیراب شود. </strong><br />
<strong>حُمَید ابن مسلم چنین نقل می کند: دیدم جوانی از سمت خیمه های حسین به میدان می آید که صورتش مانند ماه پاره ای می درخشد درحالی که پیراهن و شلوار عربی بر تن و نعلینی در پا دارد. به میدان جنگ آمد و مبارزه ای کرد و با آن سن اندک 35 نفر را به هلاکت رساند. عمرو ابن سعد ن اَزُدی گفت: به خدا قسم به او حمله خواهم کرد و او را خواهم کشت! من گفتم: سبحان الله می خواهی چه کنی؟ به خدا اگر او ضربتی به من بزند، من دست به او نخواهم زد! گروهی که دور او را گرفته اند او را کفایت می کند. </strong><br />
<strong>آن ملعون به میدان تاخت و از میدان باز نگشت تا این که شمشیری به فرق مبارک قاسم فرود آورد.قاسم از اسب با صورت به زمین افتاد و فریاد زد: ای عمو به فریادم برس&#8230; </strong><br />
<strong>امام تا صدای قاسم را شنید خود را مانند بازِ شکاری به او رساند و ضربه ی شمشیری حواله ی عمرو ابن سعد اَزُدی کرد، او نیز دست خود را حائل قرار داد و امام دستش را از مچ قطع کرد که فریادش بلند شد. گروهی برای نجات او آمدند اما او زیر سم اسب ها به هلاکت رسید. </strong><br />
<strong>وقتی که گرد و غبار فرو نشست دیدند که امام حسین (ع) کنار یادگار برادر نشسته و او را در آغوش کشیده است. درحالی که قاسم پای خود را بر زمین می کشید ؛ امام چنین فرمود: چه سخت است مرا بخوانی و از من کاری برنیاید و به خدا که امروز کینه جو بسیار و یار اندک است، از رحمت خدا دور باد گروهی که تو را کشتند،وای بر کشنده ی تو. سپس قاسم را به سمت خیمه ها برد درحالی که پاهایش به زمین کشیده می شد و بدن او را در کنار دیگر شهدا گذاشت و رو به آسمان کرد و فرمود: خداوندا نابودشان کن، از آنان احدی را باقی مگذار و هرگز آنان را نیامرز. سپس فرمود:(صَبراً یا بنی عَمومَتی، صَبراً یا أهل بیتی. لا رَأیتُم هواناً بَعد اَلیَومُ أبَداً )ای عموزادگان و ای اهل بیت من، صبر پیشه کنید که بعد از امروز هرگز ذلت و خواری نخواهید دید.</strong></p>
<p>نوشته <a href="https://anvarosaghalain.ir/%d9%85%d8%aa%d9%86-%d9%85%d9%82%d8%aa%d9%84-%d9%82%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/">متن مقتل قاسم علیه السلام</a> اولین بار در <a href="https://anvarosaghalain.ir">آموزشگاه مداحی انوارالثقلین</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://anvarosaghalain.ir/%d9%85%d8%aa%d9%86-%d9%85%d9%82%d8%aa%d9%84-%d9%82%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>متن روضه شهادت امام حسن(ع)</title>
		<link>https://anvarosaghalain.ir/%d8%b1%d9%88%d8%b6%d9%87-%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ad%d8%b3%d9%86%d8%b9/</link>
					<comments>https://anvarosaghalain.ir/%d8%b1%d9%88%d8%b6%d9%87-%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ad%d8%b3%d9%86%d8%b9/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[مدیریت]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 07 Jan 2023 10:29:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[امام حسن علیه السلام]]></category>
		<category><![CDATA[امام حسن]]></category>
		<category><![CDATA[متن روضه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://anvarosaghalain.ir/?p=8680</guid>

					<description><![CDATA[<p>خدا به طالعتان مهر پادشاهی زد به سینه‌ی احدی دست برنخواهی زد قاسمم می‌دونستا اینجوری اجازه گرفت:گفت شما داداش امام حسنی نمی زاری برم... در آسمان سخاوت یگانه خورشیدی تمام زندگیت را سه بار بخشیدی گدا ز خانه‌ ات آقا نرفته ناراضی عزیز فاطمه از بس که دست و دلبازی گواه صحبت من آن گدای [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://anvarosaghalain.ir/%d8%b1%d9%88%d8%b6%d9%87-%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ad%d8%b3%d9%86%d8%b9/">متن روضه شهادت امام حسن(ع)</a> اولین بار در <a href="https://anvarosaghalain.ir">آموزشگاه مداحی انوارالثقلین</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<figure class="wp-block-audio"><audio controls src="https://anvarosaghalain.ir/wp-content/uploads/2023/01/002.mp3"></audio><figcaption class="wp-element-caption">مرثیه خوان:ياسر رحمانی</figcaption></figure>



<pre class="wp-block-verse">
خدا به طالعتان مهر پادشاهی زد
به سینه‌ی احدی دست برنخواهی زد

قاسمم می‌دونستا اینجوری اجازه گرفت:گفت شما داداش امام حسنی نمی زاری برم... 

در آسمان سخاوت یگانه خورشیدی
تمام زندگیت را سه بار بخشیدی
گدا ز خانه‌ ات آقا نرفته ناراضی
عزیز فاطمه از بس که دست و دلبازی 
گواه صحبت من آن گدای سرگشته 
همیشه دست پر از خانه‌ی تو برگشته 
امام برهه‌ی حساس بی مرام‌ها 
نشسته ای  سر یک سفره با جزامی ها

گفت جزام اومد تو مدینه بیماری واگیردار، جزامیا همه رو جمع کردن ریختن تو  ی دره‌ای دورشونو حصار کردن، اجازه رفت و آمد نمی‌دادن، نگهبان خرابه میگه می‌دیدم شبانه یه نفر میاد یه کیسه‌ی نون و خرما همراهشه، در من تسخیر می‌کنه کاری نمی‌تونم انجام بدم، وارد میشه به این دره، دونه دونه دهن بچه‌های جذامی خودش غذا می‌ذاره، گفت یه شب دنبالش اومدم تو این محله قریش و کوچه های  بنی‌هاشم، رسید در خونش صدا دم :آقا! ما کی هستید هر شب میاید، برگشت نیگا کرد، روبندو که باز کرد قرص قمر پسر فاطمه نمایان شد، گفتم یا امام مجتبی جسارت منو ببخشید، چرا هر شب میایم اینجا؟ یه جمله گفته امام حسن(ع) ، آقا فرمود: این مردم که توی این دره ن فامیلشون تو این شهرن بهشون سر نمیزنن، اینا مثل من غریبن تو مدینه، یا امام حسن.. 

امام برهه حساس بی‌مرامی ها 
نشسته‌ای سر یک سفره با جذامی ها
خیال کن که من یک جزامی ام آقا... 

به خوبا سر می‌زنه مگه بدا دل ندارن
یه سر هم به من بزن... 

خیال کن که من یک جذامی آقا
نیازمند سلام و کلامی ام آقا
امام برهه تزویرهای بسیاری 
بوقت رفتن مسجد زره به تن داری

کی میگه امام حسین(ع) از شما مظلومتره... 

یافتم در گذر راهبری 
از شه تشنه تو مظلوم‌ترین 
چرا؟ آخه... 

همسری داشت حسین(ع) همچو رباب 
بود عمری ز غمش در تب و تاب 

کاروان که برگشت مدینه یکی از خانوما اومد تو خیمه‌ی زینب سلام الله علیها عرض کرد بی‌بی جان: با اینکه صورتاتون آفتاب سوخته شده نحیف و لاغر شدین اما هر جوری بود همتون شناسایی کردم، الا یه نفر، کیو میگی؟! بی بی جان این کنیز سیاه و لاغری که بیرون خیمه شما رو به آفتاب نشسته، این وقت رفتن از مدینه باشما نبود، کجا اضافه شده؟! زینب سلام الله علیها فرمود خانم از قافله  ما خیلی کم شده اما کسی اضافه نشده، کیو می گی؟! از خیمه امود بیرون، با دست اشاره کرد، تا نگاه کرد دو زانو نشست زینب زمین ، صدازد خاک بر دهانت این عروس مادرم رباب زن حسینه، بعد کربلا دیگه تو سایه ننشسته، یه لقمه غذا، یه جور آب درست حسابی نخورده، 
حالا می‌خوای گریه کنی باید برای کی گریه کنی 
همسری داشت حسین(ع) ... 
به به به به بی‌بی جان 
... همچون رباب 
بود عمری ز غمش در تب و تاب
لیک جان‌ها همه غم پرور تو
که بود قاتل همسر تو 

روزه داشت امام حسن(ع) ، اومد خونه دم افطار، هوا گرم فرمود یه جرعه آب برامون بیارین، نانجیب  کوزه زهر و داد دست امام حسن(ع) ، چنان کوزه را به زمین زد، صدا زد آخ جیگرم.. 
برید زینبم و صدا بزنین 
یا الله... 
روضه ی من همین دو سه جمله و یاعلی مدد.. 
زینب و صدا زدن، خون گلوی آقا تو تشت ریخت حالش  بهتر شد، یکی اینجا دید این خونو، یاالله.. یکی اینجا دید، آخه روضه خونا میگن این خونه قلب امام حسن(ع) بوده، نه، نمیشه این لخته خون ها، لخته خون‌هایی بود که از ائماء و احشا امام حسن(ع) بالا اومد، خون قلب و یه جا دیگه دیده، کجا دیده؟  «من کان باذلا فینا مهجته» مهجه میدونی چیه؟ لخته خونیه که بعد کشته شدن، بعد از کار افتادن قلب هم تو قلب می‌مونه، بیرون نمیاد به این میگن مهجه، لخته خونی که بعد از کار افتادن قلب، تو قلب می‌مونه، به این میگن مهجه، سیدالشهدا(ع) فرمودن کربلا مهجه ما باید فدا خدا بشه، مگه میشه بیرون بیاد؟ آره، اگه اسبا سینه رو لگد کوب کنن... 

به سمت گودال از خیمه دویدم من
شمر جلوتر بود  «آخ» دیر رسیدم من 

حالا فهمیدی چرا امام حسن(ع) فرمود:حسین جان «لا یوم کیومک یا ابا عبدالله»، سید الشهدا(ع) داشت گریه می‌کرد امام حسن(ع) چشماش و باز کرد داداش چرا گریه می‌کنی، گفت:آقا دیگه بعد شما عطر نمی‌زنم خضاب نمی‌کنم راست می گفت، حسین دیگه تا کربلا خضاب نکرد، اما همه دیدن وقتی صورت از صورت علی‌اکبرش برداشت... السلام علی المخضب... 
 حالا ناله داری، برا حسین ناله بزنی یا نه؟ ،
ناله بزن یاحسین.. </pre>
<p>نوشته <a href="https://anvarosaghalain.ir/%d8%b1%d9%88%d8%b6%d9%87-%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ad%d8%b3%d9%86%d8%b9/">متن روضه شهادت امام حسن(ع)</a> اولین بار در <a href="https://anvarosaghalain.ir">آموزشگاه مداحی انوارالثقلین</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://anvarosaghalain.ir/%d8%b1%d9%88%d8%b6%d9%87-%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ad%d8%b3%d9%86%d8%b9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>4</slash:comments>
		
		<enclosure url="https://anvarosaghalain.ir/wp-content/uploads/2023/01/002.mp3" length="14914180" type="audio/mpeg" />

			</item>
	</channel>
</rss>
